پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386
عکس از امیر ادهم در ساعت 4:30 | لینک
|
یکشنبه هجدهم آذر 1386
عکس از امیر ادهم در ساعت 4:30 | لینک
|
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386
عکس از امیر ادهم در ساعت 16:8 | لینک
|
دوشنبه دوازدهم آذر 1386
عکس از امیر ادهم در ساعت 13:31 | لینک
|
یکشنبه یازدهم آذر 1386
عکس از امیر ادهم در ساعت 14:45 | لینک
|
شنبه دهم آذر 1386
عکس از امیر ادهم در ساعت 19:18 | لینک
|
شنبه دهم آذر 1386
عکس از امیر ادهم در ساعت 4:30 | لینک
|
جمعه نهم آذر 1386
شب بود، سرد بود.
بوی تعفن و چشمان خیس من، دستان خون آلودم
و پاییزی که سپری می شد.
من از درد به خود پیچیدم.
از روی جنازه ام رد شدی، هراسان بودی، من آنجا بودم.
زمین سرد بود، ترسیده بودم.
بوی جسد، بوی مرگ. دستانم را قطع کرده بودند.
من بدون دستانم هیچ چیز نیستم.
سگی گرسنه پایم را می درید. تو آنطرف تر بودی.
هنوز هم نگاهت زیبا بود، با آنکه چشمانت را از حدقه درآورده بودند.
چیزی را زمزمه می کردی.
از روی من رد شدی، من چشمانم را به تو داده بودم.
تو رفته بودی، هنوز هم نگاهت زیبا بود.
صمد تولدت مبارک...!
عکس از امیر ادهم در ساعت 17:8 | لینک
|
یکشنبه چهارم آذر 1386
عکس از امیر ادهم در ساعت 19:33 | لینک
|









